سینما نوو برزیل

سینما نوو برزیل - جنبش سینما نوو برزیل - گلوبر روشا - نلسون پریرا دوس سانتوس - کارلوس دیه گوئز - روی گوئرا - پائولو سزار ساراسنی

تاریخ شکل‌گیری جنبش سینما نوو برزیل

پس از مرگ وارگاس (رئیس جمهور برزیل) سینمای برزیل تا یک دهه دچار سردرگمی بود و بحران‌های مداوم اقتصادی و دولت‌های ضعیف یک تغییر بنیادی اجتماعی را می‌طلبید، و با توجه به این پیش‌زمینه‌ها بود که جنبش سینما نوو برزیل زاده شد.

 

آرمان‌های مارکسیستی جنبش سینما نوو برزیل

سینما نوو برزیل بر آن بود تا در مقابل واقعیت‌های عقب‌ماندگی، فقر و استثمار، که تا به امروز دامن‌گیر سینمای برزیل بوده است، رهیافت تازه‌ای در پیش گیرد. فیلم‌سازان سینما نوو برزیل با ایجاد خطوط ارتباطی تازه با طبقه‌ی کارگر، و تمرکزی تازه بر فرهنگ و سنت مردمی در کشور، تکنیک‌های بدیهه‌سازانه‌ی نئورئالیسم ایتالیا (ازجمله استفاده از بازیگران غیرحرفه‌ای و فیلم‌برداری در مکان واقعی) و راهکارهای تولیدی موج نوی فرانسه (ازجمله برنامه‌ریزی مالی نوآورانه با بودجه‌ی اندک و گاه تولید به‌صورت تعاونی) را الگو قرار دادند. این کارگردان‌ها به‌عنوان بخشی از آرمان مارکسیستی خود به انتقاد از استعمار سینمای برزیل توسط هالیوود پرداختند، و تا جایی که امکان یافتند معیارهای کلاسیک روایی را نادیده گرفتند.

 

گلوبر روشا رهبر جنبش سینما نوو برزیل

رهبری آشکار این نهضت را گلوبر روشا بر عهده گرفت و با فیلم‌ها و نوشته‌های نظری خود سینمای نوی امریکای لاتین را پایه‌ریزی کرد، سینمایی که واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی در کشوری که نیمی از مردم آن بیکار و نیم دیگر بی‌سواد بودند را مدنظر داشته باشد. آثار عمده‌ی روشا به هر سه مرحله‌ی شناخته‌شده‌ی سینما نوو پاسخ داده‌اند.

"گلوبر

فیلم‌های مرحله‌ی اول، از ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴ – گلوبر روشا – روی گوئرا – کارلوس دیه‌گوئز

فیلم‌های مرحله‌ی اول سینما نوو، از ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۴، به تاریخ انقلاب پرولتاریایی پرداخته و نوعی خوش‌بینی افراطی را منعکس کرده‌اند؛ فیلم‌های این دوره عبارتند از خدای سیاه، شیطان سفید (۱۹۶۴) از گلوبر روشا؛ تفنگ‌ها (۱۹۶۴) از روی گوئرا، و زندگی‌های عقیم (۱۹۶۳) از نلسون پریرا دوس سانتوس؛ که هر سه فیلم از طرق مختلف به زندگی کشاورزان سِراتو، دشت بایر و فقرزده‌ی شمال شرق برزیل پرداخته‌اند. ازجمله آثار این مرحله می‌توان فیلم گانگا زومبا (۱۹۶۳) از کارلوس دیه‌گوئز را نیز نام برد که روایتی است تاریخی درباره‌ی شورش موفقیت‌آمیز بردگان در یک مجتمع نیشکر در سده‌ی هفدهم. این فیلم‌ها و آثار مشابه، که بیست درصد از تولید کل صنعت فیلم برزیل را تشکیل می‌دادند، در جشنواره‌های جهانی به موفقیت‌های فوق‌العاده‌ای دست یافتند و پنج‌تا از آن‌ها در ۱۹۶۲ جوایز ممتازی گرفتند.

 

فیلم‌های مرحله‌ی دوم، از ۱۹۶۴ تا ۱۹۶٨

از ۱۹۶۴ تا ۱۹۶٨ دوران بازنگری و سرخوردگی جنبش سینما نوو بود، زیرا در این مرحله دولت برزیل با یک کودتای نظامی سقوط کرد و هیچ اثری از مردم‌سالاری در کشور باقی نماند. فیلم‌های چالش (۱۹۶۶) از پائولو سزار ساراسنی و سرزمین دلهره (۱۹۶۷) از روشا در این دوره ساخته شدند و قهرمان‌های هر دو فیلم روشنفکرهای شهرنشینی هستند که دچار تزلزل فکری‌اند.

 

فیلم‌های مرحله‌ی سوم، از ۱۹۶٨ تا ۱۹٧٢ – مهم‌ترین مرحله تاریخی

در مرحله‌ی نهایی و از جهاتی مهم‌ترین مرحله (١٩٧۲-۱۹۶۸)، متناسب با شرایط تحمیلی و سرکوبگر نظامیِ حاصل از پنجمین قانون اساسی برزیل، فیلم‌سازان سینما نوو برای فرار از ممیزی به شکلی افراطی به نمادگرایی روی آوردند. به گفته‌ی رندال جانن و رابرت استم این مرحله «آدم‌خوار – استوایی» نامیده شد، زیرا بسیاری از فیلم‌های این دوره در قالب استعاره‌های اسطوره‌ای – ازجمله آنتونیو داس مورتس (۱۹۶٩) از روشا و خدایان و مردگان (۱۹٧٠) از گوئرا – یا مستندهای مردم شناسانه – ازجمله فیلم چه سلیقه‌ای داشت فرانسوی کوچک من (۱۹۷۰) – یا با تجلیل اغراق‌آمیز و زرق‌وبرق داری از کشور برزیل به‌عنوان بهشت استوایی ساخته شدند – ازجمله اثر خواکیم پدرو دِ آندراده به نام ماکونامیما (۱۹۶۹) یا فیلمِ میراث‌خواران (۱۹٧٠) از دیه‌گوئز که از یک‌جهت فیلم ساده‌تری بود.‌

 

 

از کتاب تاریخ سینمای جهان
دیوید ا.کوک – ترجمه هوشنگ آزادی‌ور

 

کالکشن فیلم‌های سینما نوو برزیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *